رفتی و در بغضم طنینِ آه پیچیده
عطرِ عبورت در مشامِ راه پیچیده
شالِ سفیدت را سَرَت کردی دَمِ رفتن…
چون هالهی نوری که دورِ ماه پیچیده
آوایِ نرمِ گامهای یادِ تو هر شب
در این دلِ بیتابِ خاطرخواه پیچیده
قربانیام من پیشِ پایت مثلِ اسماعیل
آوازهام در ذهنِ قربانگاه پیچیده
یوسف! گمان کردی که یعقوبت نمیفهمد…
بویِ گلِ پیراهنت در چاه پیچیده؟
.
.
نامِ بلندت مثلِ آهنگی قدیمی در…
هر واژهی این قطعهی کوتاه پیچیده
