من غمِ دور بودنت را نیز
گرچه جانکاه، دوست می‌دارم!
-سایه‌ات را که بر سر من بود
گرچه کوتاه – دوست می‌دارم

چمنِ سبزِ زیرِ پایت را
طرحِ لبخندِ بی‌هوایت را
و -خیابانِ خلوتی که در آن
می‌روی راه- دوست می‌دارم

حب و بغضِ تو حجتم شده‌است
و ملاکِ محبتم شده‌است
هر کسی را که دوستت دارد
ناخودآگاه دوست می‌دارم!

گلِ پیراهنت به رویِ طناب
تارِ مویت به روی بالشِ خواب
مرگ را -گر بُوَد امیدِ وصال
با تو ای ماه- دوست می‌دارم

ردِ پایت به روی ساحل را
آرزوهای مانده در دل را
-لحظه‌هایی که از تبِ عشقت
می‌کشم آه- دوست می‌دارم

مقصدم با تو همسفر شده‌است
دردهایم اضافه‌تر شده‌است
-اینکه حتی ببینمت از دور
گاه و بیگاه- دوست می‌دارم

2 Comments

  1. درودها استاد حاجیلاری گرانقدر
    همیشه از خواندن اشعار شما لذت برده و می برم و بواقع حال خوبی پیدا می کنم و ممنونم که امروز لینک این گنجینه را برام فرستادین و قدردانم

  2. اشعار حاجیلار ی مثل همه شعرای ناب از دل پاکی برمیخیزد که او دارد و لاجرم نیز بر دلهای پاک مینشیند. در این روزهای سرد پاییزی چیزی بهتر از آن نیست که شعر او را در کنار پنجره ای رو به خیابان برگریزان با جرعه ای از یک لیوان چای داغ بنوشی. زیبایی را در زمزمه شعری گوشنواز از شاعری شیدا ببین و لذت ببر.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *